کتايون رياحي در دورهمي: از ماجراي عاشقي تا انتقادات جسورانه از مديري و مسئولان + فيلم کامل
يکشنبه 27 اسفند 1396 - 2:14:50 PM
چه خبر - رهبران جهان به شعور مردم احترام نمي گذارند
مهران مديري در ابتداي اين گفت و گو به آغاز فعاليت هنري کتايون رياحي با نويسندگي اشاره نمود و کتايون رياحي در پاسخ چنين گفت:

من از وقتي که سواد خواندن و نوشتن آموختم، چيزهايي مثل رويا و قصه هايم را مي نوشتم. کم‌کم علاقه ام به نوشتن بيشتر شد وترجيحم اين بود که نويسندگي را در حوزه کودک ادامه دهم. بعد از آن به فيلمنامه نويسي روي آوردم و بعد بازي در اولين کارم به نام زير سايه همسايه را تجربه کردم.

مهران مديري: چه سالي؟

کتايون رياحي : شما بچه بوديد...
مديري: خدا را شکر... در چه سالي؟

کتايون رياحي: من با سال ها ميانه اي ندارم. مهران مديري: چند سال تان است؟ رياحي: هر چه به نظر مي آيد ولي سن من را همه مي دانند.

مديري: متولد 40 هستيد و 56 سال تان است؟ رياحي: نه 61 بيشتر به من مي آيد...

مديري سپس در مورد خصوصيات متولدين دي ماه از کتايون رياحي پرسيد و کتايون رياحي در پاسخ به وي گفت:

دي ماهي ها صبور خانواده دوست و رهبر هستند.

مديري در ادامه پرسيد من شنيده ام عصبانيت دي ماهي ها بسيار تند مي باشد.چه کار ميکنيد مگر؟و رياحي در پاسخ گفت:

من کاري نميکنم بقيه فرار مي کنند.

مديري در ادامه از وي پرسيد که چه چيزهايي وي را عصباني ميکند و خط قرمزهايش چيست؟

معمولا بي انصافي عصباني ام ميکند واي معمولا اجازه نميدهم در موردم بي انصافي کنند.

رياحي در ادامه درباره روند بازي خود اظهار کرد:

بعد از زير سايه همسايه يک سينمايي بازي کردم که بنا به دلايلي نصفه کاره ماند و بعد فيلم پاييزان را بازي کردم.

وي در خصوص کم کاري خودخواسته در اين سالها گفت:

الان 15 سال است که بازي نکرده‌ام؛ گفتم که ديگر بازي نمي‌کنم و يادم است شما در آن زمان گفتيد نهايتاً دو سال بتوانم دوام بياورم! اما اگر بدانم بازي در کاري نقطه عطف بازيگري و کارنامه هنري من مي شود، باز هم بازي مي‌کنم. هنوز اين اتفاق نيفتاده است.

مديري از کتايون رياحي علت دور شدنش از بازيگري را پرسيد و کتايون رياحي گفت:

به خيلي دلايل از دلايلي شخصي و خانوادگي گرفته تا مسائل مربوط به آخرين کارم و نيز مصائب سينما. بخشي که مربوطبه سينما مي شود, همچنان ادامه دارد, چرا که سينما به آن بلوغ ايده ال هنوز نرسيده است. من هم که شديد عصباني مي شود. ميخواهم مثالي بزنم که مربوط به شما مي شود. ما زماني که براي کمک به زلزله زدگان کرمانشاه رفته بوديم, شما به عنوان يک همکار, به همکاران ديگر که همه گي به واقع براي کمک رفته بودند,شما بر روي آن ها اسامي سلبريتي و يک ليبريتي و ... نهاديد. من هم جز کساني بودم که به اين سفر رفته بودم, من البته يک ليبريتي هم نيستم. ولي ديگر تحمل اين رفتارها تا جايي قابل تحمل است, از جايي به بعد توقع مي رود, که سينما و سينماگران به بلوغ برسند, و متوجه شوند کارشان و حرکت شان چقدر عظيم به نظر مي رسد, شما در حال حاضر يک تريبون را در اختيار داريد, و در ايم تريبون مي توانيد الگويي براي ميليون ها نفر باشيد. مي شود در اين تريبون از خانواده سينما حمايت کرد و بحران ها تبديل به فرصت شوند, و يا نه آن را تبديل به بحراني ديگر کند,ما هنوز در خانواده سينما به بلوغ نرسيده ايم. هنوز در نظر نگرفته ايم که در سينماي و در تلويزيون اگر تريبوني در اختيار داريم از طريق آن مي توانيم, چه تاثيري روي بچه ها و مردم بگذاريم.

مهران مديري نيز پاسخ داد:

من اصلا نظر ندادم, فقط از مهمانان پرسيدم که آيا به کرمانشاه رفتيد؟ ولي هرگز حرف هاي قديمي ام را پس نميگيرم ميگويم به جز آن هايي که واقعا براي کمک رفتند, عده اي تنها براي ديده شدن رفتند. قبول نداريد؟ اما برخي توانستند ميلياردي کمک کنند و حضورشان باعث روحيه دهي شد.

کتايون رياحي گفت:
اين حرف ها باعث نشد به من بربخورد, اما اگر من جاي زلزله زده ها بودم و برنامه شما را ميديدم چنين ميگفتم که, من هنوزهم در سرما هستم, من هنوز در حال لرزيدنم...يکي از آقايان مسئول حتي چنين تهمتي را زده بود که برخي از هنرمندان پول جمع کرده اند و ندادند!! اين آقايان اگر خودشان کارشان را درست انجام دهند, ديگر نيازي به اين کارها نبود.

مهران مديري از وي پرسيد اگر چه کاري به شما پيشنهاد شود, قبول خواهيد کرد و کتايون رياحي در پاسخ گفت؟

نمي خواهم فقط نقش اول زن باشم ميخواهم نقش اول واقعي کار باشد.

رياحي از چند فيلم سينمايي نام برد که که به نظرش نقاط درخشاني در سينماي ايران هستند و اميدوار کننده هستند:

ماهي و گربه , ابد و يک روز و ...

کتايون رياحي در پاسخ به سوال هميشگي مهران مديري درباره عاشق شدن گفت:

به خاطر اين سوال نمي‌خواستم به برنامه بيايم و رفتم زير سُرم (خنده). اما بگذاريد برايتان يک قصه تعريف کنم؛ روزي يک مار عاشق مي شود و بعد از ماه ها که با خود کلنجار مي رود، تصميم مي گيرد با عشق خود صحبت کند. روزي که عزمش را جزم مي کند و جلو مي رود، مي‌بيند عشقش شيلنگ بوده! ما همه عاشق تصورات ذهني خودمان مي شويم، اما وقتي جلوتر مي رويم، مي بينيم شيلنگ است. مديري هم با اذعان به تجربه خود در عشق هاي شيلنگي، پاسخ رياحي را تحسين کرد و گفت: پاسخ هوشمندانه و زيرکانه اي بود.

مديري از کتايون رياحي پرسيد در جايي خوانده ام که شما مردم دوست و مردم گريز هستيد, از کي اين گونه شديد؟

و رياحي گفت: از همان اول اين گونه بوده ام, اما هر چه مي گذرد بدتر مي شوم, من اين موضوع را فقط به اجتماع ايران ربط نميدهم اين معضل جهاني ست. رهبران جهان به شعور مردم احترام نمي گذارند. ما سازماني داريم به اسم سازمان ملل اما اسمش در واقع بايد سازمان دول بود چرا که تنها مربوط به مسائل دولت ها تا ملت و ربطي به ملت ندارد. ما گير داده ايم به انرژي هسته اي. تا مبادا انرژي هسته اي همه مردم را نابود کند, و به اين صورت قصد فريب مردم را دارند, در حاليکه شاهد رشد و پيشرفت کارخانه هاي اسلحه سازي هستيم. و همه دارند همديگر را ميکشند, هر چند من به خرد جمعي خيلي اعتقاد دارم, مردم با دموکراسي دروني همه چيز را ميبينند, و به رهبران لبخند مي زنند. بالاخره دنياي جديد اتفاق خواهد افتاد. بدون جنگ و بدون خشم و بدون خونريزي.

کتايون رياحي بزرگترين معضل جامعه امروز را دوگانگي و دو رويي مي داند. و در اين راستا توضيح داد:

سال هاست درگير اين دوريي شده ايم و اين مشکل روز به روز در حال بحراني تر شدن است. از اين دو رويي به خيلي جاها مي رسيم. نميدانم شما ميخواهيد از اين دو رويي به کجا برسيد. به گونه اي که نسل هاي آينده قابل کنترل نخواهند بود.

دو بحران ديگر داريم يکي آب و يکي هم آلودگي هوا, آب فقط مال ما نيست, براي نسل هاي آينده هم هست. ما موظفيم از آن محافظت کنيم. مسئولان با من ...

مهران مديري به کتايون رياحي گفت: شما هميشه خوشبين و اميدوار به نظر مي رسيد. رياحي گفت:

چون مي توانم ياس فلسفي ام را پنهان کنم.

کتايون رياحي در مورد معضل الودگي هوا گفت:
چرا خودروهاي هيابريدي اين همه گران هستند؟ آيا علاقه دارند, آلودگي هوا بيشتر شود؟ مسئولان از طرفي ميگويند, ما به شعور مردم احترام ميگذاريم, از طرفي طرح ترافيک را مي فروشند. خودروهاي داخلي ما يگانه سوز هستند. چرا کارخانه هاي اسمبلي خودروي دوگانه سوز ايجاد نميکنند. چرا تعرفه ورودي خودروهاي دوگانه سوز اين همه زياد هستند. مسئولان معمولان گناه مشکلات را به گردن همديگر مي اندازند, اما نقش خود را ناديده مي گيرند. من مدت کوتاهي در زمينه ناشنوايان فعاليت نموده ام, توانسته ام تفاوت هاي زيادي ايجاد نمايم. (با لحن شوخي) مسئوليت اين کار را به من بسپارند تا درستش کنم. ولي گذشته از شوخي اجازه مداخله به مردم را هم بدهند, شما هم نگوييد سلبريتي ها مداخله نکنند. (که اين حرف با تشويق مردم رو به رو شد.)

کتايون رياحي در پاسخ به پرسش هميشگي دورهمي در مورد احساس خوشبختي گفت:

خيلي آني و لحظه اي. تا مي آيي خوشبختي را احساس کني از بين مي رود. و تا بايد انتظار بکشي تا بازگردد.

رياحي در پايان، بر خلاف ديگر مهمان هاي دورهمي با هدف کمک به کودکان کم شنوا و ناشنوا، به موزه دورهمي 10 دختر و 10 پسر ناشنوا، به اضافه 2 فرزند افغان داد تا موزه هزينه آنها را بر عهده بگيرد!


منبع: سيمرغ

http://www.CheKhabar.ir/News/95604/کتايون رياحي در دورهمي- از ماجراي عاشقي تا انتقادات جسورانه از مديري و مسئولان - فيلم کامل
بستن   چاپ